مگسی گم شده است مگسی گم شده است بین صدها مگس یونیفرمچشم من دنبالشمن که عادت کردم سر صبح تا به غروببه همه آزارشچه کنم گر برودبه که نفرین کنمدست خود را به چه امید کنمبادبزنمن مگسم را میخواهمسر او بود که میگشتمپی یافتن سمی مهلکپی بادبزنپی امشیپی سفارش مگس کش برقیقرصهمه دوستانم همه از جنس همین آزارندنگهبانزندان بانمامورمعذورمن مگسم را میخواهممن نکشتم اورابه امید بودنبه امید شکوهو حالا بی او منچه کنم ..........
برچسب:
نویسنده: سام شریعتی
هر لحظه که کوشیدم در کار کنم تدبیر رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنچیر مولوی آنان که به کار عقل در می کوشند هیئهات که جمله گاو نر میدوشند آن به که به ابلهی در کوشند که در روز جاری به عقل می تره نعرضهند خیام دوش گفت با من پنهان کاردانی تیز هوش و از شما پنهان نشاید کرد سر می فروشرسانی گفت آسان گیر بر خود کارها کز رو جبر سخت میگیرد جهان بر مردمان سخت کوش حافظ
برچسب:
نویسنده: سام شریعتی
عاقبت دوستی با موریانه ویرانی خانه است بهتر است دو تن که طالع مشترک ندارند هر یک پی کار خود باشند عاقبت دوستی کلاغ و کبک تعلل در راه رفتن است دشمن با طبل و کرنا می آید و هیا هویش استحکام بخش نقاط ضعف است سکوت موریانه خطرناک است وقتی میفهمی جبران خسارت غیر ممکن پس دنبال کسی باش که حداقل یک نقطه مشترک و نگران کننده با تو داشته باشد تا با هم افزایی و هم فکری در رفع آن بکوشید
برچسب:
نویسنده: سام شریعتی
شعری از فاضل نری از باغ می برند چراغانی ات کنندتا کاج جشن های زمستانی ات کنندپوشانده اند «صبح» تو را «ابرهای تار»تنها به این بهانه که بارانی ات کنندیوسف! به این رها شدن از چاه دل مبنداین بار می برند که زندانی ات کنندای گل گمان مکن به شب جشن می رویشاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنندیک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیستاز نقطه ای بترس که شیطانی ات کنندآب طلب نکرده همیشه مراد نیستگاهی بهانه ای است که قربانی ات کنند
برچسب:
نویسنده: سام شریعتی
من درختی کلاغ بر دوشم ، خبرم درد میکند بدجور ساقه تا شاخه ام پر از زخم است ، تبرم درد میکند بدجور من کی ام جز نقابی از ابهام؟ درد بحران هوّیت دارم یک اشاره بدون انگشتم ، اثرم درد میکند بدجور جنگجویی نشسته بر خاکم ، در قماری که هر دو میبازیم پسرم روی دستم افتاده ، سپرم درد میکند بد جور مثل قابیل بی قبیله شدم ، بوی گندم گرفته دنیا را بسکه حوا ، هوایی اش کرده ، پدرم درد میکند بدجور هرچه کوه بزرگ میبینی ، همگی روی دوش من هستند عاشقی هم که قوز بالا قوز
برچسب:
نویسنده: سام شریعتی